جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
827
تحفة الملوك ( فارسى )
و از مقتدايان و ائمهء هدى عليهم السّلام كه اعرف به حقايق و طبايع و استعداد موجودات مىباشند چنين وارد شده است كه چون طفل سه ساله شد به او بگويند كه هفت مرتبه بگويد : لا إله الّا اللّه ، بعد از آن او را واگذارند تا اينكه سه سال و هفت ماه و بيست روز تمام شود ، پس به او بگويند كه هفت مرتبه بگويد : محمّد رسول اللّه ، بعد از آن او را واگذارند تا آنكه چهار سال تمام شود ، پس به او بگويند كه هفت مرتبه بگويد : صلى اللّه على محمد و آل محمد ، بعد از آن واگذارند تا آنكه پنج ساله شود ، پس از او بپرسند كه دست راست تو كدام و دست چپ كدام است ، پس اگر شناخت هرآينه روى او را بهسمت قبله نمايند و بگويند به او كه سجده كند ، بعد از آن او را واگذارند تا شش ساله شود ، بعد از آن او را وادارند تا نماز كند و ركوع و سجود را به او تعليم نمايند ، و بر اين حال با او سلوك نمايند تا آنكه هفت سال را تمام كند ، بعد از آن به او بگويند كه بشوى صورت و دو كف خود را ، چونكه شست بگويند به او كه نماز بكن ، بعد از آن او را واگذارند تا اينكه نه سال را تمام كند ، پس او را به تمام آداب وضو تعليم نمايند و او را در اين خصوص بزنند ، پس هرگاه كه طريقهء وضو و نماز را ياد گرفت هرآينه خداوند مىآمرزد والدين او را . « 1 » و ايضا فرمودهاند كه « دع ابنك يلعب سبع سنين و يؤدّب سبع و الزمه نفسك سبع سنين فان افلح و الا فانه ممّن لا خير فيه » « 2 » ، يعنى واگذار پسر خود را تا آنكه بازى بنمايد در هفت سال و تأديب نموده بشود در هفت سال و او را با خود لازم و مصاحب بدار در هفت سال ، پس اگر صاحب صلاح و رستگار گرديد ، و الا معلوم مىگردد كه از اشخاصى است كه خير و صلاح در او نمىباشد . و بايد كه اميد را از آن بريد و از حديث اول - چنانكه صريح حديث دوم و احاديث ديگر است ايضا - معلوم مىشود كه بايد طفل را در هفت سال كه اوقات تربيت و نشو و نماى بدن او است واگذارند تا بازى بنمايد و ميل و خواهش او از بازى كردن تمام گردد تا آنكه بعد از آن به طريق فراغ خاطر مشغول به آنچه بايد بشود بگردد . علاوه آنكه سرعت حركات او در ملاعب و بازىها موجب خالى شدن و تصحيح يافتن بدن او است از
--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 182 ، رقم 863 و صدوق ، امالى ، ص 320 ، مجلس 61 ، ح 19 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 46 ، ح 1 ، با اندكى اختلاف .